لبخند بهار
شعر های من 
قالب وبلاگ
نويسندگان

گاه سکوت می کنم در پس هر غصه و غم

گاهی ه خسته می شوم می گیرد از دنیا دلم

امروز خسته ام من از این آسمان سوت و کور

گویا که خفته ام در این ویرانه های سرد گور

گوری که دنیایی بزرگ اما چراغی کوچک است

بی تو دلم می گیرد و شعرم نوایی کوچک است

گاه قلب کوچکم یاد دریا می کند

تا به دریا می رود یاد زهرا می کند

کاش می شد یک نفس دو پر مهتاب داشت

پا به روی ابر ها دل به روی آب داشت

کاش رد غصه را می شد از محو کرد

آه قتل غنچه را کی توانی عفو کرد

کی توان از یاد برد نور خورشید فدک

بعد او از یاد برد شوق باران را فلک

بعد او دیوار و در اشکی از خون می چکید

یار بی باک نبی آه جان کاهی کشید

ای جهان زهرا که رفت قلب عالم پاره شد

چرخ گردون فلک خسته و آواره شد

 

[ ۱۳٩٠/٦/٢٧ ] [ ۳:۳٦ ‎ب.ظ ] [ نسیم شکیبا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

صفحات دیگر